تاریخ شفاهی؛ راهبردی برای صیانت از حافظه تاریخی و انتقال دانش نسل‌ها

پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ با تاکید بر اهمیت تاریخ شفاهی در ثبت تجربه‌های زیسته و صیانت از میراث ناملموس جوامع، این شیوه را فرصتی برای مستندسازی دانش‌های بومی، مهارت‌های سنتی و حافظه جمعی دانست و تصریح کرد: ثبت روایت‌های نسل‌های گذشته، فراتر از گردآوری خاطرات شخصی، اقدامی برای حفظ دانشی است که می‌تواند در شناخت گذشته، تصمیم‌گیری در زمان حال و انتقال تجربه به نسل‌های آینده نقش‌آفرین باشد.

نیما فرید مجتهدی، پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ، در گفت‌وگو با خبرنگار میراث‌آریا، با تبیین کارکردهای تاریخ شفاهی اظهار داشت: تاریخ شفاهی شیوه‌ای برای گردآوری و ثبت اطلاعات تاریخی بر پایه گفت‌وگوهای هدفمند با افراد، به‌ویژه شاهدان و مشارکت‌کنندگان در رویدادهاست. در این فرایند، خاطرات، مشاهدات، روایت‌ها و تجربه‌های شخصی افراد از طریق مصاحبه ثبت و مستند می‌شود تا در کنار اسناد مکتوب و سایر شواهد تاریخی، به شناخت دقیق‌تر گذشته کمک کند.

وی با اشاره به اهمیت تاریخ شفاهی در حفظ دانش‌های کمتر ثبت‌شده افزود: یکی از مهم‌ترین ارزش‌های این شیوه، مستندسازی دانشی است که انتقال آن از طریق کتاب‌ها و آموزش‌های رسمی به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. بسیاری از مهارت‌های سنتی، شیوه‌های زندگی، روش‌های سازگاری با محیط و تجربه‌های حرفه‌ای، حاصل سال‌ها مشاهده، تمرین و مواجهه مستقیم با شرایط گوناگون‌اند؛ دانشی که بخش قابل‌توجهی از آن به‌صورت شفاهی و از طریق ارتباط میان نسل‌ها انتقال می‌یابد.

این پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ ادامه داد: با درگذشت افراد باتجربه یا از میان رفتن شیوه‌های سنتی زندگی، این امکان وجود دارد که بخش مهمی از دانش انباشته‌شده در طول نسل‌ها نیز از دست برود. ازاین‌رو، ثبت روایت‌های افرادی که در حوزه‌های مختلف زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تجربه و شناخت عمیقی دارند، می‌تواند به صیانت از سرمایه دانشی جوامع کمک کند.

مجتهدی با اشاره به ظرفیت تاریخ شفاهی در ثبت دانش بومی و تجربه‌های مرتبط با محیط طبیعی بیان کرد: تجربه یک کشاورز سالخورده در شناخت زمان مناسب کشت، تشخیص وضعیت خاک، شناسایی نشانه‌های تغییرات آب‌وهوایی یا پیش‌بینی زمان بارندگی، حاصل سال‌ها مشاهده و مواجهه مستقیم با طبیعت است. همچنین، یک دامدار محلی ممکن است شناخت ارزشمندی از مسیرهای کوچ، وضعیت چراگاه‌ها، رفتار دام‌ها و نشانه‌های تغییر فصل داشته باشد؛ همان‌گونه که تجربه یک هنرمند صنایع‌دستی در شناخت مواد اولیه، فنون تولید و ظرایف یک هنر سنتی، بخشی از دانشی است که لزوما در منابع مکتوب بازتاب نیافته است.

وی تصریح کرد: ثبت این تجربه‌ها، امکان مقایسه دانش نسل‌های مختلف و بررسی ارتباط میان دانش بومی، محیط طبیعی و تحولات اجتماعی را فراهم می‌کند. چنین مستنداتی می‌توانند برای پژوهشگران در شناخت شیوه‌های زیست جوامع محلی و بررسی چگونگی مواجهه آن‌ها با تغییرات محیطی و اجتماعی ارزشمند باشند.

این پژوهشگر در عین حال بر ضرورت رعایت ملاحظات علمی در استفاده از روایت‌های شفاهی تاکید کرد و گفت: خاطرات انسانی، هرچند ارزشمندند، به‌تنهایی جایگزین داده‌های اندازه‌گیری‌شده یا اسناد تاریخی نمی‌شوند، زیرا حافظه افراد ممکن است تحت تأثیر گذر زمان، برداشت‌های شخصی و خطاهای یادآوری قرار گیرد. بنابراین، اعتبار پژوهش‌های مبتنی بر تاریخ شفاهی زمانی افزایش می‌یابد که روایت‌ها با اسناد، عکس‌های تاریخی، نقشه‌ها، داده‌های علمی و سایر شواهد مستقل مقایسه و ارزیابی شوند.

تاریخ شفاهی؛ ابزاری برای شناخت هویت فرهنگی جوامع

مجتهدی با تاکید بر اینکه کارکرد تاریخ شفاهی به ثبت رویدادهای بزرگ تاریخی محدود نمی‌شود، اظهار داشت: زندگی روزمره مردم، آداب‌ورسوم، باورها، زبان‌ها، مشاغل سنتی، روابط اجتماعی و شیوه‌های مدیریت منابع طبیعی، از جمله حوزه‌هایی هستند که می‌توان با بهره‌گیری از تاریخ شفاهی، ابعاد کمتر شناخته‌شده آن‌ها را مستند کرد.

وی افزود: بسیاری از آیین‌های محلی، روایت‌های اسطوره‌ای، خاطرات جمعی و تجربه‌های تاریخی جوامع، در حافظه افراد و خانواده‌ها باقی مانده‌اند. ثبت این روایت‌ها می‌تواند به شناخت بهتر هویت فرهنگی، تبیین پیوند میان انسان و سرزمین و مستندسازی استمرار یا دگرگونی سنت‌ها در گذر زمان کمک کند.

این پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ خاطرنشان کرد: گاهی حاصل تجربه چندین نسل در حافظه یک فرد یا خانواده نهفته است، تجربه‌ای که اگر به‌موقع ثبت نشود، ممکن است بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی یک جامعه نیز همراه با آن از میان برود. از این منظر، تاریخ شفاهی را می‌توان یکی از مسیرهای مهم برای شناسایی و مستندسازی لایه‌هایی از میراث ناملموس دانست که بقای آن‌ها به انتقال تجربه و تداوم ارتباط میان نسل‌ها وابسته است.

ضرورت پایبندی به اصول علمی و اخلاقی در ثبت روایت‌ها

مجتهدی با اشاره به الزامات اجرایی تاریخ شفاهی گفت: ثبت تاریخ شفاهی لزوما به امکانات پیچیده نیاز ندارد، اما انجام دقیق آن مستلزم رعایت اصول مشخصی است. انتخاب آگاهانه مصاحبه‌شوندگان، طراحی پرسش‌های متناسب با موضوع، ضبط دقیق صدا یا تصویر با رضایت افراد، ثبت زمان و مکان مصاحبه، نگهداری ایمن فایل‌ها و پیاده‌سازی دقیق گفت‌وگوها، از جمله مراحل مهم این فرایند به شمار می‌روند.

وی ادامه داد: در تدوین و تحلیل روایت‌های شفاهی باید میان خاطره شخصی، برداشت فرد از یک رویداد و واقعیت تاریخی تأییدشده تمایز قائل شد. همچنین، ثبت دیدگاه‌های متفاوت درباره یک موضوع و سنجش روایت‌ها با منابع مستقل، به افزایش اعتبار علمی پژوهش کمک می‌کند. رعایت حریم خصوصی، اخذ رضایت آگاهانه و کسب اجازه لازم برای انتشار خاطرات و تصاویر نیز از ضرورت‌های اخلاقی این حوزه است.

ثبت تجربه‌های امروز برای پاسخ‌گویی به نیازهای فردا

این پژوهشگر حوزه تاریخ و فرهنگ در جمع‌بندی سخنان خود، تاریخ شفاهی را فرصتی برای پیوند دادن تجربه‌های گذشته با نیازهای امروز و فردا دانست و تاکید کرد: دانش تنها در کتاب‌ها و مراکز علمی شکل نمی‌گیرد، بخش مهمی از آن در زندگی روزمره انسان‌ها، تجربه نسل‌های پیشین و رابطه طولانی جوامع با محیط پیرامونشان شکل گرفته و انباشته شده است.

وی افزود: ثبت روایت‌های سالمندان، متخصصان، صنعتگران، کشاورزان، دامداران، راهنمایان محلی و دیگر افراد باتجربه، اقدامی فراتر از گردآوری خاطرات شخصی است، تلاشی برای حفظ و مستندسازی دانشی که می‌تواند در شناخت گذشته، فهم تحولات اجتماعی و فرهنگی، تقویت پژوهش‌های تاریخی و انتقال تجربه به نسل‌های آینده مؤثر باشد.

مجتهدی خاطرنشان کرد: اهمیت تاریخ شفاهی در این است که امکان شنیدن صداهایی را فراهم می‌کند که ممکن است در اسناد رسمی کمتر بازتاب یافته باشند. ازاین‌رو، توجه به ثبت علمی و به‌موقع این روایت‌ها، ضرورتی فرهنگی و پژوهشی است، زیرا تأخیر در مستندسازی تجربه‌های نسل‌های گذشته می‌تواند به از دست رفتن اطلاعات و دانشی بینجامد که بازسازی آن در آینده دشوار یا حتی ناممکن خواهد بود.

انتهای پیام/

کد خبر 1405072802879
دبیر مهدی نورعلی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha